تبليغاتX
<هيام>

***مهربانا!...جان مرا آنگونه آرام كن تا آنجا كه بي مهري است عشق بورزم...آنجا كه تقصير وكوتاهي است ببخشايم...وآنجا كه نوميدي است به نور اميد زنده نگهدارم....پس مرا ايماني عطا فرما كه ترديدها را با يقين استوار گردانم و اندوه را با شادماني تباه سازم....كه اين است زندگي شكيبايان مصلحت***

الهی!

ومن رد گام های تنهایی ام را در امتداد افق نگاهت ادامه می دهم

تا مرا از مهتاب وجودت سرشار گردانی

و به نور برسانی آنچنان که تشنگی سالها پوچی و غفلت

در مسیرهای خزان زده را با دیدار خویش

در من بر طرف نمایی.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387 ساعت 18:7 توسط مجتبی |


الهی!

لبریز از ناگفته هایم ودلگیرم از کرده  های بی سرانجام

به تو وسجاده ای که سرشار از ذکر نام تووعبادت

مخلصانت باشد پناه می جویم تا شاید زبانم به تسبیح

وثنای تو آراسته گردد وعشق ورستگاری تو در

نهانخانه جانم تجلی و حضور یابد.

التماس دعا

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 ساعت 23:18 توسط مجتبی |


الهی!

آنگاه که با تکبیر اذانت مرا به خویشتن خود می خوانی

به یکباره نسیم نوازش تورا در ذره ذره وجودم احساس

می کنم و آرامشی مرافرا می گیرد که آن هنگام تنها تو

را می خواهم و تنها از تو یاری می جویم.

پس کاش تمام لحظه هایم با عطر یاد تو لبریز شوند.

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 13:44 توسط مجتبی |


عزیزا!

پنجره های رو به حضور تو را می جویم

ودروازه های آمرزشت را می خواهم

پس به نماز می ایستم وازبیراهه های درونم می گریزم

تاغبارتعلق راازوجودسرگردانم بزدایی

ذزه دزه جانم رابه خویش نزدیک گردانی .

پس همواره سجاده ای و خلوتی می خواهم

که تنها لبریز تو ویاد تو باشد.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 18:57 توسط مجتبی |


پروردگارا!

یاریم ده تا با همان شور و حرارت عارفان نمازگزارت نام زیبای

تو را بخوانم و گام موسیقی زندگی ام را بنوازم چرا که صدای تو

طنینی است سرشار از امید و رستگاری و نومیدی از جنس  نیلو فران

سجاده ام و مژده ای از لبخند خشنودی توست.

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 9:13 توسط مجتبی |


مهربانا

همراز با امیدواران درگاهت ما را نیز از بخشش بیکرانه ات

محروم نگردان و با تمام ناسپاسی هایمان بزرگوارانه

نعمت های فراوانت را از ما دریغ مفرما و با نهایت

سخاوت وجود از گناهان ما در گذر و سر انجام

ما را به صبوری و ایمان نمازگزارانت پیوند زن.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 ساعت 18:22 توسط مجتبی |


هر آنچه نياز دارم در برابرم قرار گرفته است .

افسوس نمی دانم چگونه آن را دريافت کنم؟

 راه دريافت کردن دادن است .

آ نچه را داريد بدهيد، آنگاه  آنچه را نياز داريد ،

دريافت خواهيد کرد.

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 15:37 توسط مجتبی |


خدایا دوستانی دارم که در اعماق قلبم جای دارند آنان

شایسته محبتند و یادشان مایه آرامش جان می باشد

در میان خلق معدن خیرند ودارنده پاکترین خصوصیات

پس ای خدای من اکرامشان کن و بر صفات نیکشان

بیفزای و سلامتشان بدار .

سلام دوستان عید یک ماه بندگی خداوند سبحان بر همگی مبارک.

 

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 21:41 توسط مجتبی |


مهر آفرينا!

با تو می گويم از عطر لحظه هايی که نگاهم

عاشقانه تو را می جويد و دستان  پر قنوتم که

تنها تو را می سرايد و همه وجودم که با رايحه

 ياد تو به گلدسته اجابت گره می خورد ومن اين

، جستن ها ،پيوستن ها و سرودن ها را جاودانه

 از تو می خواهم.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 12:53 توسط مجتبی |


 

پروردگارا!

از تو می خواهیم که امسال را سال ظهور مهدیت قرار دهی

و به ما شایستگی دیدار آن تکسوار عشق را عنایت فرمایی

و ما را به ضیافت آسمانی و ملکوتی سعید وسیزده آیینه دار  

ظهور فراخوانی تا با نام بهاری مهدی موعودت به قلب های  

 اندوه بار و شکسته خویش بهار امید ببخشاییم.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 ساعت 11:20 توسط مجتبی |


خداوندا!

با نجوايي صميمانه ورازو نيازي عاشقانه تو را مي خوانيم

تا جانمان را با حس آرام بخش مهرجويانت لبريزكني وما

راازگمراهي و تاريكي هاي روزگاربرهاني ولحظه لحظه

زندگي مان راازاميد و توكل سرشار كني ومارا آنچنان در

بيكرانگي محو سازي كه تنها تو را ببينم و تنها از توياري

بخواهيم. 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 13:41 توسط مجتبی |


مهربانا!

جان مرا آنگونه آرام كن تا آنجا كه بي مهري است

عشق بورزم آنجا كه تقصير وكوتاهي است ببخشايم

وآنجا كه نوميدي است به نور اميد زنده نگهدارم.

پس مرا ايماني عطا فرما كه ترديدها را با يقين

استوار گردانم و اندوه را با شادماني تباه سازم

كه اين است زندگي شكيبايان مصلحت.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت 22:50 توسط مجتبی |


معبودا!

هر آدينه آرزو دارم قاصدك ها شادمانه ورقص كنان

آمدن مهدي موعودت را برايم به ارمغان آورند وهر

آدينه اميد دارم كه نگاهم به تبسم مهربانش روشن شود.

مژده وصل تو كز سرجان برخيزم

طاير قدسم واز دام جهان برخيزم

يا رب از ابر هدايت برسان باراني

پيش تر زآنكه چوگردي زميان بر خيزم!

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت 17:21 توسط مجتبی |


رئوفا!

می خواهم در نسیم آرام نگاه تو بیاسایم

و لحظه های دلتنگی ام را به ذکر معطر تو

مشغول دارم وبا عشق به رحمت تو عروج 

به سوی خرسندی ات رابرگزینم که میدانم

دستان نیایشگروقلب پرامیدم رابی پاسخ

نخواهی گذاشت. 

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی وخدایی

                     نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 12:38 توسط مجتبی |


الهي !

از سرگشتگي روزگار خسته ودل نگرانم

مي خواهم ديوارهاي فاصله را كنار بزنم

چرا كه به اين باور وايمان رسيده ام كه

هيچ كس جز تو فريادرسم نيست ونزديكتر

از توبه من وجود ندارد پس جوانه هاي

يادت را با اشك ندامت چشمانم دوباره

شكوفا مي كنم كه پذيرا باشي.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386 ساعت 22:5 توسط مجتبی |


معبودا!

نگاهمان را به ديدن زيبايي هاي دل وانديشه روشن كن

وزبانمان را تنها به ستايش وسپاسگزاري از نعمت هايت بگشا

ودلهايمان رااز تاريكي ها بزداي كه نيك مي دانيم گناه مانع اجابت دعاست.

پس ايماني عطايمان فرما كه بر طاعت وعبادت تو شكيبايي ورزيم.

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 ساعت 21:57 توسط مجتبی |


خدا با توست!

ازارتفاعات ناگوارنهراس!دل قوی دار!

توتنهانمانده ای،خداباتوست.

نیروی او از آن توست.

خرداواز آن توست وعشق اوهیچ گاه تو را

نادیده نمی گیرد مگر آن که تواورانادیده بگیری.

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1385 ساعت 1:4 توسط مجتبی |


خداوندا!

ما ناز پرورده آفرينش تواييم همانيم كه ملايك را

به سجده مان فرمان داده اي ما خليفه تو بر روي زمينيم

مااوج قدرت وشكوه تواييم ماحيرت وآفرين خلقتيم

پس عنايتي فرماومارابه گوهروجودي خويش بصيرت وآگاهي ده.

ومتن امروز را با سخنی ازاستاددکتر علی شریعتی که امروز مصادف با از دست دادن آن عزیز می باشد به پایان میرسانم ،

خدایا به هر کس دوست می داری بیاموز عشق از زندگی کردن بهتراست

وبه هرکس دوست تر میداری بیاموز دوست داشتن از عشق برتر است.

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 ساعت 22:57 توسط مجتبی |


سوگند

به پاكي زمين آن وقت كه هيچ انسان گنهكاري قدم به آن نگذاشته بود
به صداقت آسمان آن وقت كه هيچ انسان گنهكاري به آن نگاه نكرده بود
به زايش طبيعت آن وقت كه دست گنهكار انسان خللي به آن نرسانده بود
به سرزمين بي نهايت اميد آن وقت كه هيچ نا اميدي پشت به آن نكرده بود
كه ما گر چه آلوده ايم هر چه آفريدي
اما
هنوز هم اميدواريم كه لياقت زمين پاك و آسمان صادق و طبيعت زيباي تو را
دوباره بدست آوريم

كه هنوز در سرزمين اميد تو جايي براي اين همه گنهكار هست
كه هنوز و تا هميشه اميدواريم به بخشايش بي نهايت تو
اي آفريدگار مهربان

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 ساعت 11:15 توسط مجتبی |


خداوندا!

بارش شبنم روی گناههای سرخ پشیمانی چه زیباست.

فتح یک دل غمگین با دو رکعت نماز امید چه عاشقانه است.

و هجوم پروانه های جان به وسوسهای زرد غفلت چه شکوهمند است

و

ما به خواهش نور نگهت به روزنه دلمان به سویت می آییم تا بزرگی و عزت دریا دلانت را نصیبمان سازی

یا حق

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 ساعت 23:59 توسط مجتبی |