تبليغاتX
<هيام>

***مهربانا!...جان مرا آنگونه آرام كن تا آنجا كه بي مهري است عشق بورزم...آنجا كه تقصير وكوتاهي است ببخشايم...وآنجا كه نوميدي است به نور اميد زنده نگهدارم....پس مرا ايماني عطا فرما كه ترديدها را با يقين استوار گردانم و اندوه را با شادماني تباه سازم....كه اين است زندگي شكيبايان مصلحت***

رئوفا!

می خواهم در نسیم آرام نگاه تو بیاسایم

و لحظه های دلتنگی ام را به ذکر معطر تو

مشغول دارم وبا عشق به رحمت تو عروج 

به سوی خرسندی ات رابرگزینم که میدانم

دستان نیایشگروقلب پرامیدم رابی پاسخ

نخواهی گذاشت. 

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی وخدایی

                     نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 12:38 توسط مجتبی |


الهي !

از سرگشتگي روزگار خسته ودل نگرانم

مي خواهم ديوارهاي فاصله را كنار بزنم

چرا كه به اين باور وايمان رسيده ام كه

هيچ كس جز تو فريادرسم نيست ونزديكتر

از توبه من وجود ندارد پس جوانه هاي

يادت را با اشك ندامت چشمانم دوباره

شكوفا مي كنم كه پذيرا باشي.

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386 ساعت 22:5 توسط مجتبی |